نوشته های من

315

خیلی احمقانه ، وارد یک رابطه ی دیگر شدم تا یادم برود تو را .. پسر فوق العاده ای است ، اما من فقط این را می بینم که تو نیستی .. به روی خودم نمی آورم ، نمی فهمد ، اما عذاب می کشم از بودنش .. کاش تو بودی ..

+   پرگل ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳

314

فقط خدا می داند که من چقدر دلتنگم .. دلتنگ بودنت .. کاش دیروز باهام حرف نمی زدی ..

+   پرگل ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳

313

نزدیک به دو ماه ، تحمل کردم .. به خیالم که با حرف نزدن از تو ، با فکر نکردن به تو ، خوب می شوم کم کم .. اما نشد ..

+   پرگل ; ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳

312

...

+   پرگل ; ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۱

311

چه سال پر از عشقی است امسال .. همه ی آرزوهای خوبمان پیشکش دوستانمان ..

+   پرگل ; ٩:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۱

310

حالا می دانم

چرا می گفتی دنیا را به پایت می ریزم !!!

تو می دانستی

که دنیا چقدر بی ارزش است ... *

* حمیده رضایی

+   پرگل ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٩

309

دکمه ی سوراخ رویاها را

فقط با نخ تجربه

می توان

به یقه ی امروز

وصله زد

و گاهی می توان دکمه را

باز کرد

و از بالا به خود نگریست *

*یاس پناهی

 

 

+   پرگل ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٩

308

ما بدهکاریم

به یکدیگر

و به تمام " دوستت دارم " های نا گفته ای

که پشت دیوار غرورمان ماندند

و ما آنها را بلعیدیم

تا نشان دهیم منطقی هستیم

حالا ما مانده ایم و اینهمه بدهی

و این همه دوست داشتن های فروخورده

و دو جفت قلب و احساس زخمی

و یک جفت غرور سالم و مخرب ..

+   پرگل ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۸

← صفحه بعد صفحه قبل →
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir